يكي از دوستان (كه اطمينان قلبي نداشتیم نفوذي دشمنان نباشد)به ما گفت: در راستاي اين كه شمارسالت مديريت وبلاگ ها جهان را بر دوش داريدبهتر است يك منشور اخلاقي بنويسد كه نصب العين همه ي وبلاگ ها بشود.
ما يك كمي فكر كرديم و ناگهان گفتيم :باشد يك منشوري بنويسيم كه اگر در مجمع عمومي سازمان ملل هم بخوانيم همه را ميخ خودمان بكنيم.
فلذا دست به كار شديم.بعد از كلي شب نخوابي منشوري نوشتيم که اگر هفتاد من نباشد بايد يك پنجاه و نه مني باشد.و اينجوري شروع مي شد:
۱-بلاگر نبايد مو هاي سيخ سيخي داشته باشدو به كار بردن ژل(و حتي كتيرا) اكيدآ ممنوع است.
۲-پوشيدن شلوار هاي تنگ و فاق كوتاه مخصوصآاز نوع بلوجين كلآ عمل بي تربيتي بوده و ممنوع است.
۳-ریش بزی مخصوصآ از نوع بدون سبیل آن موجب محرومیت مادام العمر خواهد شد.
۴-اهالی وبلاگ از حضور در هر میهمانی که آدم های غیر مذکر در آن حضور داشته باشند اکیدآ اجتناب ورزند.
تبصره:هیچگونه وابستگی نسبی یا سببی موجب کان لم یکن شدن این ماده نمی شود.
ما یک مکثی کردیم تا نفسی چاق کرده و ادامه دهیم دیدیم بلا به دور هردو چشمان حضار به قاعده ی دو بشقاب گرد شده و ایشان یک پچ پچ هایی می کنند.بعد آن دوست ما من و من کنان عرض کرد که این همان منشور فدراسیون فوتبال نیست؟
این بار ما شگفت زده شدیم که جل الخالق ما هنوز از منشورمان رونمایی نکرده ایم کپی برداری از آن شروع شده آن هم بدون پرداخت حق کپی رایت.
لذا آن منشور را به بایگانی تاریخ سپردیم وباز چند شبی را تاسپیده بیدار ماندیم واین بار منشوری نوشتیم که به فوتبال که سهل است به ورزش زورخانه ای ومیل وکباده هم ربط پیدانمی کرد و دهان دشمنان را می بست.
اما این دوست ما که کم کم داشت درجه ی مشکوکیت او بالا وبالاتر می رفت چند بند از منشور جدید را خوانده ونخوانده دوباره چشمهایش گرد شد این بار به اندازه ی دو تا دیش ماهواره ودر کمال بی تربیتی عرض کرد این ها که همان مقررات دانشگاه است برای جماعت غیر مرد که مانتو روشن نپوشند و تبرج نکنند و نخندندو...
ما دیگر حسابی به رگ غیرتمان برخوردوبه ایشان فرمودیم اصلآ شما بگو چه جوری می نویسند و به گفته ی شاعر :گر تو بهتر می زنی بستان بزن !
ایشان هم که بد جوری در مخمصه گیر افتاده بود با ترس ولرز (آن هم از نوع کی یر کگوری) یک چیز های نامفهو می زیر لب گفت که ما بعضی هایش را اینجوری شنیدیم که خالی نباید بست دروغ نباید گفت تهمت نباید زد پرونده سازی نباید کرد به مخالف باید احترام گذاشت واجازه داد حرف بزند کرامت انسانی را باید پاس داشت خودرا معیار حق نباید دانست و...
که ما خونمان به جوش آمد و نگذاشتیم ادامه بدهد .چون دیگر شکمان به یقین تبدیل شد که این آدم ریگ که چه عرض کنم یک قلوه سنگ در کفش دارد این هوا.
پس به ایشان یک نهیبی زدیم که بیچاره نزدیک بود قالب تهی کند.
از آن روز هم نطقش کور شده شما از سنگ صدا می شنوید ازاین دوست سابق مانه.
ما هم از خیر منشور اخلاقی گذشتیم و گفتیم همان بهترکه بدون منشور وبلاگ های جهان را مدیریت کنیم.